تبليغاتX
هـــــــــزار و 1 نكته - ملک

عبارت از سلطه و غلبه [1] مي‌باشد. « و اما حكمراني عبارت از غلبه و فرمان دادن از طريق قدرت و غلبه است. » ( ج 2، ص 439 )

الف. پادشاهي و حكمراني زماني تام و كامل مي‌باشد كه دارنده ي آن { پادشاه و حكمران } « خود را از رعيت جدا نموده،‌ اموال را گرد‌آوري نموده، فرستادگان و نمايندگانش را ارسال و از مرزهاي سرزمينش دفاع مي‌كند و نيرويي برتر از او موجود نيست. » ( ج 2، ص 514 ) اين همان « الملك الاعظم » ( فرمانرواي بزرگ ) است كه تنها اختصاص به « خداوندان و سروران قبايل و عشاير و عصبيت‌ها و لشكركشي ها و جنگ ها و سرزمين هاي پهناور و كشور هاي گوناگون. » ( ج 3، ص 886 ) دارد.

ـ حكمراني ناقص يا كوچكتر، مجرد خودكامگي يكي از واليان در ولايت خود و يا خودكامگي يكي از بزرگان پايتخت در فرمانروايي در هنگام سقوط دولت مي‌باشد.

ب. از جهت نوع سياستي كه پادشاه در تدبير امور مملكت خود پيش‌ مي‌گيرد بر سه نوع است.

ـ ملك طبيعي: حكمراني طبيعي عبارت است از {  سياستي كه }  عموم را به مقتضاي تمايلات و شهوات سوق مي‌دهد.

ـ ملك سياسي: حكمراني سياسي عبارت است از {  سياستي كه } ‌ عموم را بنابر ملاحظات عقلي در جلب منافع دنيوي و دفع مضرات آن سوق مي‌دهد.

ـ خلافت: خلافت عبارت است از {  سياستي كه }  عموم را بنابر مقتضاي شرع در مصالح اخروي و دنيوي‌شان سوق مي‌دهد. ( ج 2، ص 815 )

بازگشت به صفحه اصلي فرهنگ اصطلاحات ابن خلدون

 صفحه فرهنگ اصطلاحات



[1] القهر

نوشته شده توسط كاميار صداقت در دوشنبه 11 شهریور1387 ساعت | لینک ثابت |
 
business articles