تبليغاتX
هـــــــــزار و 1 نكته - معاش

معاش: عبارت از طلب رزق ( م41 ) و تلاش در راه تحصيل آن وبر وزن « مفعل » از ريشه « عيش » ( اسم مكان ) است. گويي كه عيش ـ يا همان زندگاني انسان ـ جز در پرتو آن به دست نمي‌آيد ( اشاره به وجود معاش و انواع آن ) و از اينرو كلمه ي معاش را از طريق مبالغه در مفهوم طلب رزق به كار برده‌اند. ( ج 3، ص 898 )

معاش و رياش:

« عيش » و زندگي ( در سطح ) « ضروري » و « حاجي » ( م 32 ) معاش بوده و مافوق آندو يعني « كمالي » ( م 32 ) رياش ( تمول و دارايي فراوان ) ناميده مي‌شود.

« …پس‌درآمدها [1] اگر به ميزان ضرورت و نياز باشد، « معاش » و اگر از اندازه ي ضرورت فزوني يابد « رياش » ناميده مي‌شود. » ( ج 3، ص 895 )

( معاش نحل ): نحل المعاش: عبارت از طرق كسب عيش است ( ج 3، ص 898 ) فكر مبتني بر معاش: عبارت از عقل تجربي يا عقل عملي در نظر فلاسفه است.

بازگشت به صفحه اصلي فرهنگ اصطلاحات ابن خلدون

 صفحه فرهنگ اصطلاحات


[1] مكاسب

نوشته شده توسط كاميار صداقت در دوشنبه 11 شهریور1387 ساعت | لینک ثابت |
 
business articles