تبليغاتX
هـــــــــزار و 1 نكته - مجد

مجد عبارت است از منبع بزرگي و بلند پايگي و رياست بر طايفه و دودمان.

الف. « مجد داراي اصل و شالوده‌اي ـ يعني عصبيت و دودمان ـ است كه بر آن استوار است و حقيقت نيروي مزبور بدان تحقق مي‌يابد و نيز داراي شاخه و فرعي ‌ـ يعني خصال نيكو ـ است كه به سبب آن صورت مي‌گيرد و كمال مي‌يابد. » ( ج 2، ص 444 ) « اگر پادشاهي و كشور داري ( الملك ) را غايت عصبيت بدانيم، بي‌ترديد مي‌بايست شاخه‌ها و موجباتي را كه مكمل پادشاهي مي‌باشند، غايت ديگر آن بدانيم كه همان خصال نيكو و مجد است. » ( ج 2، ص 445 )

ب. الانفراد بالمجد:

بهره‌مندي فردي و انحصاري رييس و حاكم از فوايد مادي و معنوي اي كه عصبيت براي وي فراهم نموده است. } ديگر مردمان آن عصبيت بهره‌اي در آن فوايد ندارند{ به عبارت ديگر به استبداد ( حاصله ) از طريق سلطه و مال اطلاق مي‌گردد.

بازگشت به صفحه اصلي فرهنگ اصطلاحات ابن خلدون

 صفحه فرهنگ اصطلاحات

نوشته شده توسط كاميار صداقت در دوشنبه 11 شهریور1387 ساعت | لینک ثابت |
 
business articles