تبليغاتX
هـــــــــزار و 1 نكته - فساد

فساد العمران، فساد الدولة، فساد العصبية.

ابن خلدون كلمه ي فساد را در اين استعمالات به معناي فلسفي در مقابل ( الكون ) به كار برده است. و « كون » عبارت از حصول صورت در هيولي است و فساد به جدا شدن صورت از هيولي اطلاق مي‌شود. [1]

ـ فساد عمران: به معناي جدا شدن صورت عمران از ماده‌اش مي‌باشد. يعني جدا شدن دولت } صورت عمران{  از عمران} ماده عمران{  و اضمحلال آن. همچنين عمران به فساد ماده اش از ميان مي‌رود. امري كه نتيجه ي شهرنشيني ( الحضارة: م 16 ) است.

ـ فساد عصبيت: عصبيت توسط خوشگذراني و غوطه‌ور شدن در نعمات فاسد مي‌گردد و اين امر ناشي از ظهور منافع شخصي ميان ايشان ( افرادي كه داراي عصبيت بوده‌اند ) و غلبه ي آن بر منافع مشتركي كه اساس رابطه ي عصبيت بر آن استوار است ـ مي باشد.

بازگشت به صفحه اصلي فرهنگ اصطلاحات ابن خلدون

 صفحه فرهنگ اصطلاحات


[1] رسائل اخوان الصفاء. 4 مج ( بيروت: دار صادر 1968 ) ج 2 ، ص 59

 

نوشته شده توسط كاميار صداقت در دوشنبه 11 شهریور1387 ساعت | لینک ثابت |
 
business articles