ضد خلاء. عبارت است از آباداني و سازندگي. ابن خلدون از عمران به جامعه ي بشري اي تعبير ميكند كه :
« با يكديگر در شهر يا محل تجمع قومي نظير دهكدهها، به جهت انس گرفتن به جماعات و گروهها، برآوردن نيازمنديهاي يكديگر سكونت نمايند چه آنكه در طبائع انسان حس تعاون و همكاري براي كسب معاش نهفته است. » ( ج 2، ص 417 )
الف. قسمي از عمران، عمران باديه نشيني [1] و مشتمل بر ساكنان آباديها و كوهستانها، يا بيابانها و دشتهاي غير آباد و سكونتگاههاي كنار ريگزارها ميگردد و قسمي ديگر از عمران به شكل شهرنشيني[2] بوده كه در شهرهاي بزرگ و كوچك و دهكدهها و خانهها سكونت گزيده و خويش را به وسيله ي ديوارها و حصارهاي آنها از هرگونه گزندي مصون ميدارند. ( ج 2، ص 418 )
مراد ابن خلدون از « عمران بشري » عبارت از زندگي اجتماعي و نتايج آن و يا مظاهر اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي اي است كه با زندگي اجتماعي همراه ميگردند. عمران تنها زماني به شكل كامل و تمام عيار ظاهر ميگردد كه دولت در آن برپا ميشود. چه آنكه « عمران بدون حكمراني و دولت ـ به دليل عدواني كه در سرنوشت و طبع بشري قرار دارد، و وي را محتاج به وازع ميگرداند ـ قابل تحقق نميباشد. » ( م 58 ) اما اجتماع بشري اي كه در آن دولتي برپا نشده باشد، عمران ناقص و ناتمام ميباشد.
ب. علم عمران: علمي است كه درباره ي آنچه كه در عمران بشري ـ خصوصاً صورت كامل آن ـ اتفاق ميافتد ـ از قبيل ظواهر مخصوص آن چون توحش، انس و الفت، عصبيتها، حكمراني و دولتها … بحث مينمايد و مهمترين توجه آن در خصوص عوامل برپايي دولتها و سقوط آنها و سبب توالي و رقابت ميانشان است.
بازگشت به صفحه اصلي فرهنگ اصطلاحات ابن خلدون
[1] بدويّ
[2] حضري

