« رياست نوعي بزرگي و سروري درميان قومي است كه از رييس خويش پيروي ميكنند. » ( ج 2، ص 439 )
الف. رياست خاصّه و عامّه. رياست خاصه عبارت از رياست بر عصبيت خاصه ( م 37 د ) است كه به بزرگان و مشايخ باديه نشينان اختصاص دارد. « به دليل آنچه كه از وقار و شوكت و عظمت در بين مردم دارا ميباشند. » ( ج 2، ص 423 )
ولي رياست عامّه عبارت از رياستي ميباشد كه مبتني بر عصبيت عامّه ( م 37 د ) بوده و از اين رو رياست در « گروه مخصوص يك خاندان » باقي ميماند. ( ج 2، ص 428 ) يعني در حوزه ي عصبيت خاصي كه به خاطر حكمراني برانگيخته و برپا شده است.
ب. رياست عامه ي حكمران. در اين معنا « رياست جز از راه غلبه حاصل نميشود و غلبه تنها توسط عصبيت امكانپذير است … پس به ناچار بايد رياست بر يك قوم مبتني بر عصبيت غالب و مسلط بر يكايك ديگر عصبيت هاي آن قوم باشد. ( ج 2، ص 429 )
ج. رياست بر اهل عصبيت } قوم فرو رفته در عصبيت{ براي فردي خارج از نسب ايشان امكانپذير نميباشد. ( ج 2، ص 429 ) و از اين رو رياست منصب موروثي } پشت در پشت{ و در حال انتقال « در شجرهاي است كه غلبه آن به توسط عصبيت محرز شده است » « و جز به نيرومندترين شاخهها منتقل نميشود. » ( ج 2، ص 429 )

