تبليغاتX
هـــــــــزار و 1 نكته - دولت

ابن خلدون اصطلاح دولت را در مفهوم عام آن به معناي « امتداد زماني و مكاني فرمانرواي يك عصبيت به كار برده است. »

الف. دولت از نقطه نظر امتداد در مكان به دولت عام و خاص تقسيم مي‌شود:

ـ دولت عام: مجموعه ي مناطق و اقاليمي كه سلطه ي عصبيت حاكمه ـ هر چند ظاهري ـ در آن جاري و اعمال گردد.

ـ دولت خاص: ولايت يا ناحيه‌اي كه به توسط يك والي از سلطه ي مركزي جدا و مستقل شده است.

بعنوان مثال دولت عباسي نسبت به دولت‌هاي مستقلي چون بني يوبه، بني حمدان، « دولت عام »، و اين دولت‌‌هاي مستقل از خلافت ـ‌ كه به صورت‌ ظاهري تابع دولت عباسي‌بوده اند ـ در كاربرد ابن خلدون « دولت خاص » مي‌باشند.

ب ـ ‌از نقطه نظر امتداد در زمان دولت يا « كلي » است و يا « شخصي »:

الف. دولت كلي: بنابر مدت حكمراني عصبيتي از عصبيت‌ها مشخص مي‌شود كه بر اساس آن عصبيت، پادشاهان } و يا خلفاء{ يكي پس از ديگري بر سر كار مي‌آيند و از اين رو شامل حكمراني خاندان معيني از ابتدا تا انتهاي } نفرات خاندان{  مي‌گردد. مانند دولت عباسي،‌ دولت موحدين } ابن خلدون در اين نوع استعمال بيشتر سلسله ي حاكمه را مورد توجه قرار داده است.{

ب. دولت شخصي: عبارت است از مدت حكمراني شخصي واحد از اشخاص دولت كلي } سلسله ي حاكمه{  مانند: دولت « مامون »، « دولت »، « معاويه »، « دولت، عبدالمؤمن » …

ج. ابن خلدون از دو اصطلاح « الدولـة المستقرة » و « الدولـة المستجدة او الحادثة » ( ج 3، ص 702 ) نيز استفاده نموده است. اين اصطلاح}  از دولت{  بر دوره‌اي اطلاق مي‌گردد كه برخورد و كشمكش ميان عصبيت حكمران و عصبيت برانگيخته شده در مقابلش ـ كه در صدد تأسيس دولت جديدي است ـ در گيرد. دولت مستجده دولتي است كه به دنبال عصبيت جديد برپا مي‌گردد و دولت مستقره دولت روي كار است كه بر ضد آن انقلابي توسط عصبيت نوين در مي‌گيرد.

د. بر اين اساس، به غير از تقسيمات اشاره شده، مفهوم مدنظر ابن خلدون از دولت با استعمال علماي قديم تفاوتي ندارد. در اصطلاح قديم دولت عبارت از قدرت و سيطره ي سلطان يا فرد يا خاندان دارنده و بهره‌مند از اين صفات، بود. گفته مي‌شد: دولت عبدالملك بن مروان،‌ دولت صلاح الدين،‌ دولت اموي، دولت فاطمي. نيز بر منطقه‌اي كه تحت نفوذ دولت و اصحاب آن بود اطلاق مي‌گرديد. فرق ميان دولت و مملكت در اصطلاح قديم آن بود كه « دولت عبارت از حكومت و رجال آن و مملكت شامل سرزمين‌ها و مردمان رعاياي } ساكن در{ آن مي‌گرديد. » [1]

بازگشت به صفحه اصلي فرهنگ اصطلاحات ابن خلدون

 صفحه فرهنگ اصطلاحات



[1] حسين مونس ، في : زيدان ، نفس المرجع ، ج 2 ، ص 11 ـ 12

نوشته شده توسط كاميار صداقت در جمعه 8 شهریور1387 ساعت | لینک ثابت |
 
business articles