تبليغاتX
هـــــــــزار و 1 نكته - حضارت

ضد « بداوة ». شهرنشيني در مقابل باديه‌نشيني است و حضر بر اهل شهرها يعني افرادي كه در شهرها و بلاد « حضور » دارند، دلالت مي‌كند.

الف. حضارة در اصطلاح ابن خلدون عبارت است از: « تفنن در ناز و نعمت و احكام صنايع متداول در قالب شيوه‌ها و انواع گوناگون آن از قبيل: امور آشپزخانه‌ها، پوشيدني‌ها، ساختمان‌‌ها و گستردني‌ها و وسايل و ساير امور خانه‌داري » ( ج 2، ص 488 ) از اينرو « حضارة » بيانگر شيوه ي زندگي اريستوكراسي حاكمان مقيم در پايتخت و نوع زندگي از قبيل « امارة » است. يعني جماعت حاكمه‌اي كه با گذشت دوراني از زندگي در شهر،‌ باديه‌نشيني و خشونت آن را ( م 10 ) فراموش كرده و به صورت سربار } اطرافيان خود و جامعه{، مصرف كننده و بدون توليد درآمده‌اند.

ب. از ديدگاه ابن خلدون شهرنشيني [1] مقرون با فرمانروايي است. پس ساكنان شهر، مردمان دولت[2] در مرحله ي ناتواني‌اش مي‌باشند.

« امور شهرنشيني ازتوابع آسايش و خوشگذراني[3] و كشورداري و حكمراني [4] است. » ( ج 2، ص 492 )

ج. رقة الحضارة: در مقابل خشونت باديه‌نشيني است و به مجموعه ي صفات جسمي و روحي و شيوه‌هاي سلوك فردي و اجتماعي حاصله از زندگي شهرنشيني،‌ به معناي كه گذشت اطلاق مي‌گردد.

د. الحضارة مفسدة للعمران: شهرنشيني، عمران را از نظر ماده و صورت تباه مي‌نمايد. مراد از فساد ماده ي عمران، فساد اخلاق فردفرد اعضاي جامعه از درون ( ج 3، ص 877 ) و مراد از فساد صورت عمران، فساد دولت و زوال امكانات وابزار آن و يا به عبارت ديگر جدايي عصبيت از حكمران است.

بازگشت به صفحه اصلي فرهنگ اصطلاحات ابن خلدون

 صفحه فرهنگ اصطلاحات



[1] حَضَارة

[2] اهل الدولة 

[3] الترف

[4] الملك

نوشته شده توسط كاميار صداقت در جمعه 8 شهریور1387 ساعت | لینک ثابت |
 
business articles