تبليغاتX
هـــــــــزار و 1 نكته - حسب

به نسب شريف و صفات و ويژگي‌هاي پسنديده اطلاق مي‌شود و صفات نيكو در پيدايش آن اهميت دارد:

« شرف و حسب از راه خصال و ملكات نيكو حاصل مي‌‌گردد. » و « پس معناي حسب به اصل و نسب باز مي‌گردد. » ( ج 2، ص 431 )

ـ الحسب بالحقيقة او بالاصالة: مبتني بر ثمره و نتيجه ي نسب يعني عصبيت است. « حسب و نسب در ميان خداوندان عصبيت حقيقي و اصالت داراست. چرا كه ايشان از « ثمره ي نسب » {= عصبيت{ برخوردارند و به تفاوت عصبيت ـ كه راز بزرگي ايشان است ـ خانواده در شرف و بزرگي مختلف‌اند. » ( ج 2، ص 432 ) از اينرو در نظر ابن خلدون، حسب خاص خداوندان عصبيت باديه‌نشين است.

ـ الحسب بالمجاز: به بزرگي حاصله از نسب كه « فاقد عصبيت » باشد، اطلاق مي‌گردد. اين نوع حسب به شهرها اختصاص دارد.

 « … اگر حسب را در ميان ساكنان شهرها ( اهل الامصار = م 38 ) در نظر گيريم، به اين معنا خواهد بود كه فردي از ايشان،‌ آباء و اجداد خود را كه متصف به خصال نيكو و همنشين نيكوكاران بوده‌اند در حسب خود بر مي‌شمرد… در حالي كه اين حسب به معناي استعمال حقيقي آن نمي‌باشد. ( ج 2، ص 432 ) « زيرا شرف و بزرگي حقيقي تنها به اهل عصبيت اختصاص دارد. » ( ج 2، ص 433 ).

ـ الحسب بالمَجاز: همچنين بر بزرگي اي كه « موالي » ( م 56 ) و بندگان از خواجگان به دست مي‌آورند، دلالت دارد.

بازگشت به صفحه اصلي فرهنگ اصطلاحات ابن خلدون

 صفحه فرهنگ اصطلاحات

نوشته شده توسط كاميار صداقت در جمعه 8 شهریور1387 ساعت | لینک ثابت |
 
business articles