ابن خلدون بدون در نظر گرفتن معناي تحقير، اين واژه را بسيار استعمال نموده است. و مراد وي از آن، شيوه ي عام رفتار و سلوك قبايل منفرد و در انزوا در باديه و خصوصاً صحرانشينان ميباشد.
« الامم الوحشيّة »: قبايلي كه در زندگي باديهنشيني فرو رفته، با غير خود آميزش نكرده، و در سرزمينهاي كم آب و علف در حال كوچاند:
« شترباني منجر شده تا عرب به شيوه ي توحش در صحراها و زمينهاي بيآب و علف باديه زندگي نمايد. » ( ج 3، ص 929 )
و از اين رو :
« عرب بيش از ديگر ملتها به باديهنشيني متصفاند و در دورترين دشتهاي خشك رفت و آمد ميكنند. » ( ج 2، ص 456 )
ـ « خلق التوحش »: « طبيعة التوحش »، « عوائد التوحش »… عبارت است از تمامي صفات و ويژگيهاي روحي وجسمي كه به باديهنشينان كوچنده در سرزمينهاي خشك تعلق ميگيرد. اين ويژگيها نتيجه ي شرايط طبيعي و معاش سختي است كه صحراء برايشان تحميل مينمايد. نظير: شجاعت، كرم، زير بار ظلم و ستم نرفتن، جنگجويي و افتخار به آن و… ( ج 2، ص 454-455 )

