تبليغاتX
هـــــــــزار و 1 نكته - اصطلاح

الف. توافق و اتفاق نظر داشتن:

 « فاصطلحت في كتابي هذا… » پس در كتاب خود } در مورد اصوات خاص{  چنين تفاهم و اتفاق نظر حاصل نمودم كه … « حروفي در نام‌ها و برخي كلمات بربرها موجود است كه در زبان كتابت ما موجود نبوده و اتفاق نظري در وضع آن ( ميان ما و ايشان ) موجود نمي‌باشد. »[1] ( ج 1، ص 408 )

« وضع لغوي بر مبناي معاني متعارف و رايج در عرف بوده و براي معاني غير متعارف، الفاظي را مصطلح ساخته و از آن تعبير مي نمايم تا فهم آن ممكن گردد. » ( ج 3، ص 1065 )

ب. اصطلاح التعليم: شيوه و روش تدريس.

« همه ي سرآمدان علمي داراي شيوه و روشي [2] اختصاصي در تعليم مي‌باشند. » ( ج 3، 985 )

ج. اصطلاح المتقدمين و المتاخرين يا شيوه ي متقدمين و متاخرين علم كلام.

شيوه ي اول ( متقدمين‌ ) بر اساس جدل كلامي مبتني بر انقياد ادلّه ي عقلي در برابر عقايد ايماني، و نيز بر پايه ي نظريه ي « بطلان دليل نشان دهنده ي بطلان مدلول است » ـ كه باقلاني بدان معتقد بود ـ استوار است ولي روش دوم ( متاخرين علم كلام ) بر منطق بعنوان ابزار تفلسف ـ‌ و نه جزئي از فلسفه ـ متكي شده بود. ضمن اينكه متاخريني چون غزالي قايل به اين نظريه كه « بطلان دليل، بطلان مدلول را به دنبال مي‌آورد. » نبودند. ( ج 3، ص 1047-1048 )

بازگشت به صفحه اصلي فرهنگ اصطلاحات ابن خلدون

 صفحه فرهنگ اصطلاحات



[1] و لا اصطلاح اوضاعنا 

[2] اصطلاح

نوشته شده توسط كاميار صداقت در جمعه 8 شهریور1387 ساعت | لینک ثابت |
 
business articles