تبليغاتX
هـــــــــزار و 1 نكته - استعداد - الاستعداد القريب و الاستعداد البعيد

به اين معناست كه « مستعد »، قابليت تغيير و تحول به دو صورت را داراست. ولي به واسطه ي وجود عاملي،‌ تنها به يكي از آندو متحول مي‌شود. در اين حالت، مستعد به صورتي كه درآمده استعداد قريب و نسبت به صورت ديگر، استعداد بعيد را دارا بوده است. بعنوان مثال آب } شي‌ء مستعد{ مي‌تواند به بخار يا يخ تبديل شود ولي به دليل وجود حرارت ( عامل ) داراي استعداد قريب بخار شدن گرديده، ضمن آنكه با توجه به عامل ياد شده يخ بستن استعداد بعيد آن است. [1]

گاهي ابن خلدون « استعداد طبيعي » را به معناي « استعداد قريب « به كار برده است. ( ج 3، ص 982 )

ابن خلدون اين اصطلاح را خصوصاً براي بيان مراتب وجود و اتصال و پيوستگي مراتب هستي بيان نموده است:

« و معناي اتصال و پيوستگي در موجودات نوظهور } هستي{ اين است كه پايان افق هريك از آنها، مستعد به « استعداد قريبي است كه منجر به سرآغاز افق پس از خود مي‌گردد. » ( ج 1، ص 508 )

 بازگشت به صفحه اصلي فرهنگ اصطلاحات ابن خلدون

 صفحه فرهنگ اصطلاحات


 [1]ابو حامد محمد بن محمد الغزالي، مقاصد الفلاسفة في المنطق و الحكمة الالهية و الحكمة الطبيعية، تحقيق: سليمان دنيا، القاهرة : دارالمعارف، 1961.

نوشته شده توسط كاميار صداقت در جمعه 8 شهریور1387 ساعت | لینک ثابت |
 
business articles