تبليغاتX
هـــــــــزار و 1 نكته
 
مرحوم آيت الله حاج شيخ ذبيح الله ذبيحي قوچاني رهمرحوم حضرت آيت الله حاج شيخ ذبيح الله ذبيحي قوچاني ( ره ) [1] بارها مي فرمود « استادي داشتيم در نجف كه همواره مي گفت سري سالم به قبر ببريد. هواهاي نفساني را از سر خارج كنيد. انارة العقل مكسوف بطوع هوي : اميال نفساني نور عقل را از ميان مي برد. »

سپس مقدمه ي مشهور اخلاقي اش را بيان مي فرمود:

اول آنكه همواره متوجه باشيد كه از دنيا خواهيد رفت. « هر كه آمد به جهان اهل فنا خواهد بود. » 

دوم آنكه با خود هيچ نمي بريد. « هر كه آمد عمارتي نو ساخت / رفت و منزل به ديگري پرداخت » ( و آن دگر پخت همچنان هوسي / وين عمارت بسر نبرد كسي )

با اين مقدمات راه موفقيت در 3 چيز است: 1. انجام واجبات 2. ترك محرمات و 3. در حد توان و شادابي روح انجام مستحبات »

مي فرمودند فريب دنيا را نخوريد. چهارتا پول نشان تان مي دهد تا فريب بخوريد. دنيا امروز آدمي را مي فريبد و فردا مي گرياند. سلاطيني كه بر مردم مسلط بودند آخرش رفتند، ما هم مي رويم. آنها چيزي نبردند و ما هم نمي بريم. پس در كارهايمان به اين بينديشيم كه آيا « خدا » راضي است؟

مواظب باشيد ! جوانيد و قدر جواني خود را بدانيد. الان كه اينجا نشسته ام، همين امانت است. انسان از خود چيزي ندارد، همه ي امور از آن خداست. نبايد گول خنده هاي دنيا را بخوريم كه اسير دنيا با فديه هم آزاد نمي شود.[2]

او به سادگي هر چه تمام تر پر معنا ترين گزاره ي عرفان شيعي را بيان مي نمود:

 

    « خداوند حكيم است و فعل لغو از او سر نمي زند. محال است كه موجودي در عالم خلقت به خاطر او پا بر اميال شيطاني بگذارد و دستش گرفته نشود. ممكن نيست انساني در برابر اميال گناه آلود مقاومت نمايد و از رحمت خاص الهي دور بماند. آغاز ورود به عوالم متعالي از خويشتنداري از هواهاي نفساني شروع مي شود. »


[1] آن مرحوم از برجسته ترين مجتهدان نامدار معاصر قوچان بود. در سال 1329 قمري/ 1289 شمسي در روستاي خيرآباد مايوان متولد شد. پس از طي دروس مقدماتي و سطح در شهرهاي قوچان و مشهد مقدس، در سال 1351 قمري به نجف اشرف هجرت نمود و در آن جا درسهاي فقه و اصول را نزد مرحوم آيت الله آقا ضياء عراقي و آيت الله حاج سيد محمود شاهرودي، سيد ابوالحسن اصفهاني و ساير اساتيد حوزه نجف فراگرفت و پس از گذشت 20 سال اقامت در نجف و نيل به درجه اجتهاد، در سال 1371 قمري به قوچان مراجعت كرد و در اين شهرستان به ترويج و نشر احكام اسلامي و تدريس علوم ديني پرداخت و پس از ده سال خدمت فرهنگي و علمي در قوچان، در سال 1381 ه.ق به مشهد عزيمت و تا زمان عروج ملكوتي اش ( سحرگاه روز سه شنبه 24/12/1372 شمسي / سوم شوال 1414 قمري بر اثر سكته قلبي ) در كمال معنويت و حياتي طيبه، در آن شهر اقامت داشتند. ايشان در صحن آزادي نزديك ايوان طلا به خاك سپرده شد. همگان از حاج شيخ به « عالمي رباني » ياد مي نمودند. شنيدم كه آخرين سخنان وي به اطرافيان خود « سفارش تقوا و دوري از گناه و مظاهر فريبنده ي دنيا » بود. در هيچ مجلسي به ياد او ننشستم مگر آنكه از زهد و تقواي او ياد شود ( رحمة الله تعالي عليه ) شرح حال ایشان در سایت آستان قدس رضوی

[2] و به ياد دارم كه بارها اين ابيات عبرت انگيز را برايم مي خواند:

هي الدنيا تقول بملء فيها          حذار حذار من بطشي و فتكي

فلا يغرركم حسن ابتسامي           فقولي مضحك و الفعل مبكي

نوشته شده توسط كاميار صداقت در شنبه 27 آبان1385 ساعت | لینک ثابت |

استدلال خويش را بدون توجه به نظريه هاي رقيب و معارض مطرح ننماييد. حتي اگر در زمينه اي ديدگاه معارض مهمي نيافتيد، خودتان و يا از طريق دوستان علاقمند و مطلع به موضوع به نقد استدلالتان بپردازيد. اگر هدف ارائه ي مطالبي درست باشد، پس ديگر چه باك از نقادي آن كه زمينه ساز رسيدن به اين هدف خواهد بود. يكي از فلاسفه ي غربي به نام آنتوني كني[1] در ضمن بررسي آثار الهي دان مسيحي، توماس آكويني ( 430 ـ 354 ميلادي ) مي گويد:

« ... هر وقت آكويناس مي خواهد نظريه يا مدعاي فلسفي يا كلامي خاصي را مطرح كند، اول سه تا از قويترين دلايلي را كه در رد آن به فكرش مي رسد، ذكر مي كند. اين روش انضباط عجيبي در تفكر به وجود مي آورد و نمي گذارد امور را مسلم فرض كنيد وادارتان مي كند از خودتان بپرسيد: چه كسي را مي خواهم نسبت به چه چيزي متقاعد كنم و قويترين اعتراضهايي كه طرف ممكن است بكند، چيست؟ » [2]

بهتر است پيش از بيان اهميت شناخت نظريات معارض در حين تحقيق، مفهوم نقد علمي را روشن نماييم. نقد يك اثر عبارت است از نشان دادن نقاط ضعف و قوت آن به گونه اي كه سرانجام به استخراج قوانيني منجر گردد كه علل ضعف يا اعتلاي يك اثر را بيان نمايند. از اين تعريف دانسته مي شود كه نقد، صرف يك مدح و ذم ساده نيست، بلكه كوششي در جهت تعالي كليت علم است. پيام نقد يك اثر به خواننده اين است كه براي پيشرفت در كار از چه راهي بايد رفت و نيز نرفت. معمولا دانشمندان اسلامي به دو روش به نقد آثار مختلف پرداخته اند.

1.   انتقاد مستقيم: بيان نظريه ي مورد انتقاد و سپس نقد آن مثل اينكه به مقدمات و يا استنتاج آن اشكال گيرند.

2.   انتقاد غير مستقيم: بيان نظريه اي كه صاحبنظران آنرا حق و صحيح مي دانند. به گونه اي كه ناظران آگاه از نظريه ي مخالف، با مطالعه ي آن اعتراض نهفته در آن نظريه را دريافت مي نمايند.[3]

معمولا نقد در محورهاي زير صورت مي پذيرد. امري كه بايد مورد توجه هر دانشجويي در زمان نگارش رساله ي پژوهشي خود باشد.

نقد مقدمات استدلال

نقد نحوه ي استنتاج

نقد اصالت پرسش تحقيق

نقد اعتبار مدارك و منابع

نقد صحت توصيف

نقد ساختار و قالب نوشتار

زماني كه با يك استدلال ناسازگار با استدلال خويش مواجه مي شويم، پيش از هر كار نيازمند پاسخ دادن به اين پرسش ها هستيم:

 

 

الف ـ بستر فكري ـ فرهنگي نويسنده چيست؟

ب ـ استدلال وي بر پايه ي چه روشي است؟

ج ـ مدعاي خود را بر اساس چه ادله اي اثبات نموده است؟

ذ ـ پيامدهاي فرهنگي و اعتقادي پذيرش ديدگاه وي چيست؟

ح ـ آنها چگونه به پاسخ ( احتمالا ) نادرست رسيده اند؟

 



[1] Anthony Kenny

[2]  بريان مگي: 1377. فلاسفه بزرگ. ( ترجمه ) عزت الله فولادوند، تهران ( چاپ دوم ) شركت سهامي انتشارات خوارزمي، ص 98.

[3] محمد تقي جعفري: 1376، ترجمه و تفسير نهج البلاغه، ج 15، صص 181 ـ 182.

نوشته شده توسط كاميار صداقت در چهارشنبه 17 آبان1385 ساعت | لینک ثابت |

 

« ... تفكر درباره ي آينده نيازمند انديشيدن به گذشته است، از جمله اين كه چگونه متفكران اجتماعي در گذشته كوشيده اند روند هاي عمده ي جامعه اي را كه در آن زندگي مي كردند توصيف و ارزيابي كنند جامعه شناسان نمي توانند تنها به بينش هاي نسل هاي پيشين اتكا كنند بلكه بايد سنت تفكري را كه به ارث برده اند گسترش دهند. ... »

 

( پيتر كيوستو : 1378، اندیشه های بنیادی در جامعه شناسی، ص 218 )

 

 

نوشته شده توسط كاميار صداقت در چهارشنبه 10 آبان1385 ساعت | لینک ثابت |

... چه مقصدشان واحد و اميالشان يكي است. آنها جان بر كف در راه رسيدن به آنند و حاكمان[1] كه ايشان درصدد تصاحب آن مي باشند، هر چند از نظر كميّت چندين برابر آنها باشند، امّا اهدافشان ناهمگون و در مسير باطلي قرار داشته و از مرگ مي هراسند، و به رغم تعداد زيادشان قادر به مقاومت در برابر چنين قومي نبوده و مغلوب ايشان مي شوند. و به جهت ناز و نعمت[2]  و روحيه ي زبوني شان نابود مي گردند. چنان كه پيشتر بيان داشتيم.

و اين امر در فتوحات اعراب در صدر اسلام واقع گرديد. چه لشكريان مسلمانان در هر يك از دو جبهه ي قادسيه و يرموك بالغ بر سي هزار و اندي بود و حال آنكه سپاهيان ايران در قادسيه يكصد و بيست هزار تن بوده اند و به گفته ي واقدي سپاهيان هرقل چهارصد هزار تن بوده است[3] و هيچيك از اين سپاهيان تاب مقاومت نياورده و به دست اعراب تار و مار شدند. و در سلطه ي ايشان قرار گرفتند. اين موضوع در دولت هاي لمتونه و موحدان ديده مي شود. در مغرب قبايل بسياري در برابر آنها وجود داشت كه از نظر تعداد و عصبيّت و قادر به مقاومت و يا از ميان بردن ايشان بودند. ولي چنانكه گفتيم اجتماع ديني[4]  در نتيجه ي آگاهي و فداكاري نيروي عصبيّت آنها را دو چندان كرد و از اين رو هيچ نيرويي در برابرشان قادر به ايستادگي نبود. 

و توجه شود كه چگونه با از ميان رفتن و فاسد شدن آيين ديني مسأله بر عكس مي شود. و در آن صورت غلبه به نسبت تنها عصبيّت و نه دين سنجيد.ه مي شود. و غلبه و پيشروي از آن دولتي خواهد بود كه در زير فرمان او عصبيّت هايي برابر با ديگر عصبيّت ها يا نيروي افزونتر از آنها باشد. ... » 

 



[1] يكي از تركيبات بسياري كه با استفاده از واژه ي أهل ساخته شده است. مطالعه ي تركيبات سياسي استفاده شده از اين واژه در مقدمه ي ابن خلدون مفيد و سودمند است: أهل الدولة، اهل البادية، أهل الأمصار، أهل الحضر و الأمصار، اهل السلطان و الرئاسة ،

[2] برخي از مهم ترين تركيبات  اصطلاح الترف ( ترف ) عبارتند از:  اهل الترف، حاجات الترف، عوائد الترف، عوارض الترف، استيلاء الترف، كثرة الترف، امور الترف، زيادة الترف، مذاهب الترف، عدم الترف، حصول الترف، سوء عاقبة الترف، توابع الترف، بحر الترف، ترف الدول، ترف الحضارة، ترف الملك، ترف المدينة

[3]  ابن خلدون در ابتداي مقدمه از مسعودي به جهت عدم تحقيق در استفاده از ارقام بسيار بالا انتقاد نموده است. و حال آنكه خود در مواضع ديگري مانند اين موضوع بر اخبار واقدي اعتماد نموده است.

[4]  الاجتماع الديني ( جمع ـ دين ) ابن خلدون اصطلاح اجتماع را در تركيب هاي بسياري بكار برده است از زمره ي آنها عبارتند از: اجتماع بدوي ّاجتماع الناس،  الاجتماع الانساني، الاجتماع البشري، الاجتماع الديني، الاجتماع البشر،  بنابراين اصطلاح الاجتماع الديني در تمامي تركيب هاي بكار رفته از سوي ابن خلدون اين مزيت را داراست كه بر خلاف ديگر تركيب ها بر پايه ي بيان اجتماع كنندگان نبوده بلكه ويژگي فكري و عقيدتي ايشان را بازگو مي نمايد. از ديد ابن خلدون اين نوع از اجتماع پيوسته ترين آنهاست. 

نوشته شده توسط كاميار صداقت در دوشنبه 1 آبان1385 ساعت | لینک ثابت |

يكي از فوايد اصطلاح شناسي در متون اسلامي ـ در صورتي كه با مراجعه به متون اصلي آن باشد ـ درك فضاي فكري محقق بدون تحميل تعابير متفكران غربي است كه متأسفانه در بسياري از موارد به عنوان مرجع فكري جوامع اسلامي معرفي و مطرح شده اند.[1]



[1] علامه سيد مرتضي عسكري در معالم المدرستين ، شرق شناسي را به عنوان يكي از عوامل تخريب مدارك و مصادر اسلامي معرفي مي كند. بسياري از شرق شناسان با شيوه و اسلوب « مدرن » و مردم پسند، مصادر ساختگي را به عنوان مصادر اسلامي به عنوان  آثار مرجع ارائه مي نمايند. ( ر. ك : سيد مرتضي عسكري: 1379. ترجمه ي معالم المدرستين. ( ترجمه ي ) محمد  جواد كرمي. تهران ( چاپ اول ) دانشكده ي اصول دين، صص 20 ـ 21 )

نوشته شده توسط كاميار صداقت در دوشنبه 1 آبان1385 ساعت | لینک ثابت |
 
business articles