1- « جهاني سازي و نقد عقل عربي از ديدگاه دكتر محمد عابد الجابري » ـ ( مقاله ارائه شده به پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ۱۳۸4 )
2- « جهاني سازي و ميراث فكري مالك بن نبي ( 1905 ـ 1972 م ) » ـ ( مقاله ارائه شده به پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ۱۳۸5 )
3- « جهاني سازي و ضرورت غربشناسي از ديدگاه دكتر حسن حنفي » ـ ( مقاله ارائه شده به پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ۱۳۸5 )
4- « جهاني سازي از ديدگاه دكتر صادق جلال العظم » ـ ( مقاله ارائه شده به پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ۱۳۸5 )
5- « جهاني سازي از ديدگاه دكتر رضوان السيد » ـ ( مقاله ارائه شده به پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ۱۳۸5 )
6- « جهاني سازي و متفكران عرب به روايت دكتر شاكر النابلسي » ـ ( مقاله ارائه شده به پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ۱۳۸5 )
7- « جهاني سازي در انديشه ي دكتر احمد برقاوي » ـ ( مقاله ارائه شده به پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ۱۳۸5 )
8- « جهاني سازي در انديشه ي آيت الله سيد محمد حسين فضل الله » ـ ( مقاله ارائه شده به پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ۱۳۸5 )
9- « جهاني سازي به روايت دكتر برهان غليون » ـ ( مقاله ارائه شده به پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ۱۳۸5 )
۱۰- « روشنفكر ايراني و تجدد غربي ـ نقد ديدگاه هاي آقاي داريوش آشوري » ـ (ارائه شده به پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ۱۳۸۴)
۱۱- « منطق روشي ابن خلدون » ـ ( مقاله ارائه شده به پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ۱۳۸۳ )
۱۲- « بررسى مبانى تحليل انقلاب اسلامى ايران در نظريه اجتماعى غرب » ـ ارائه به همایش بررسی و نقد نظریه پردازی غرب پیرامون انقلاب اسلامی ایران
۱۳- نحوه ي پرسشگري در رساله هاي پژوهشي علوم قرآني ، فصلنامه تخصصي پيام جاويدان ( دانشكده هاي علوم قرآني ) سال دوم، شماره ي ششم، بهار ۱۳۸۴
۱۴- نحوه ي طراحي فرضيه با تاكيد بر پژوهش هاي قرآني، فصلنامه تخصصي پيام جاويدان ( دانشكده هاي علوم قرآني ) ، سال دوم، شماره ي هفتم، تابستان ۱۳۸۴،
۱۵- نحوه ي طراحي طرح تحقيق ( با تاكيد بر رساله هاي دانشگاهي علوم قرآني، فصلنامه تخصصي پيام جاويدان ( دانشكده هاي علوم قرآني ) ، سال سوم، شماره ي نهم،( زمستان ۱۳۸۴ )
مقالات مربوط به روش تحقيق در فصلنامه پيام جاويدان
۱۶- « فرهنگ اصطلاحات علم عمران ابن خلدون » ـ محمد عابد الجابري ( ترجمه يك فصل از كتاب ارائه شده به پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي 1382 )
۱۷- « مدخلي براي مقدمه ابن خلدون » ـ دكتر محمد العبد مشاهده متن مقاله
۱۸- « ابن خلدون و منطق ارسطويي » ـ دكتر علي الوردي مشاهده ی متن مقاله
۱۹- « نهضت علمي در اندلس » ـ دكتر قصي حسين مشاهده متن مقاله
2۰- « منطق ارسطويي در جهان اسلام » ـ دكتر علي الوردي مشاهده متن مقاله
2۱- « نقش اندلس در تكوين انديشه ي غربي » ـ اثر دكتر عبدالواحد ذنون طه
2۲- شهر و دولت در اسلام مطالعه ي ديدگاه ماوردي و ابن خلدون/ دكتر رضوان السيد مشاهده متن مقاله
2۳- « مفهوم ملكه در انديشه ي ابن خلدون » ـ دكتر السيد الشرقاوي مشاهده متن مقاله
2۴- « ابن خلدون بلنداي فلسفه تاريخ » ـ دكتر عبدالحليم عويس مشاهده ی متن مقاله
2۵- « انديشه ي سياسي ابن خلدون » ـ دكتر فاضل زكي محمد مشاهده متن مقاله
۲۶- « فلسفه ي سياسي چيست؟ » ـ دكتر عبدالرحمن بدوي مشاهده ی متن مقاله
۲۷- « علم عمران موضوع و روش » ـ دكتر محمد عابد الجابري مشاهده متن مقاله
۲۸- « روشنفكر ايراني و تجدد غربي ـ نقد ديدگاه هاي آقاي داريوش آشوري » ـ (ارائه شده به پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ۱۳۸۴)
۲۹- « مفهوم گروه اجتماعي » - مشاهده ی متن مقاله
۳۰- « جايگاه ميراث فكري جهان اسلام در ساخت نظريه ي اجتماعي » - مشاهده متن مقاله
۳۱- « جامعه شناسي چيست؟ » ـ مشاهده ی متن مقاله
۳2- ( گردآوري ) « فرهنگ اصطلاحات علم عمران ابن خلدون » ـ مشاهده ی متن 1 مشاهده ی متن 2
۳۳- پرسشي از مقدمه ي ابن خلدون ، مشاهده ي متن مقاله
۳۴- نقش منطق ارسطويي بر تكوين علم نحو عربي ، مشاهده ي متن مقاله
۳۵- ابن خلدون و قوانين انديشه، دكتر علي الوردي، مشاهده ي متن مقاله
۳۶- جهانی شدن و طبیعت شناسی نوین مشاهده ي متن مقاله
۳۷- جهاني شدن و زبان فكري ما ، نشریه علمی - خبری پژوهشگران شماره ۸ و ۹ مهر و آبان ۱۳۸۵ ص ۱۰ الی ۱۳.
۳۸ - مجموعه مقالات روش تحقیق مشاهده متن مقالات - 14 مقاله
ما تجربه داريم و توجه نداريم. « ما اكثر العبر و اقل الاعتبار »
آيا براستي مي توان عالم سياسي برجسته اي را در غرب معرفي نمود كه متصل به يك شجره ي فكري با ريشه هايي عميق نباشد؟
دانشمند مدرن و پست مدرن بنا بر شرايط اقليمي و گردش روزگار به وجود نمي آيد. شكل گيري فكر مدرن و پست مدرن منوط به پيوندي است كه با سنت مرتبط با آنها ايجاد مي شود. همانگونه كه پيوند با شجره ي طيبه ي اهل البيت عليهم السلام منجر به ايجاد فكر شيعي مي گردد.
در اين طرح مساله، ( رجوع كنيد به : تعريف وضعيت ) كوچكترين مسئوليت پذيري در زمينه ي فرهنگ و اعتقادات ديني جامعه ي ايران، به منزله ي پاسداري و جهاد در جبهه ي فراروي جهاني شدن مي باشد. حال كه جهاني شدن به منزله ي گسترش مرزهاي فرهنگي مغرب زمين مي باشد. پس در اين تفسير از حيات اجتماعي، « معلمي » كه خوب و سازنده تدريس كند، « نويسنده اي » كه خوب و سازنده بنويسد، و « دانش آموز » يا « دانشجويي » كه خوب بخواند و بياموزد، و نظاير ايشان، همگي حافظان و مرزداران كشورند.
در اين فلسفه از حضور در قلمرو دولت اسلامي، ( و به طور وسيع تر جهان ) به ظاهر كوچكترين خدمت فرهنگي ( حتي يك دقيقه انديشيدن ) واجد جايگاه رفيعي در حراست از استقلال و مرزهاي اسلام است. در دوران جهاني شدن، ركود فكري مردمان يك جامعه به معناي زوال استقلال آن و سيطره كساني خواهد بود كه به مرزبندي هاي واقعي، يعني مرزهاي اعتقادي مي انديشند.
راه حل ريشه اي فراروي جامعه ي ايران در دوران جهاني شدن، منوط به گسترش تفكر شيعي و خودباوري فرهنگي است. امري كه تنها بر پايه ي گسترش فرهنگ تحقيق و نه تقليد در اصول و معارف اسلامي محقق خواهد شد. تفكر شيعي ايجاب مي نمايد كه آموزش مقدماتي و دانشگاهي كشور به جاي توسعه ي محفوظات شب امتحاني به آموزش نحوه ي منطقي پرسشگري در اعتقادات ديني و روش صحيح يافتن پاسخ آنها مبتني باشد.
هر گاه جوانان ما بتوانند بر پايه ي مهم ترين مفروض اصول اعتقادي اسلام به شيوه ي صحيحي تقليد را به كناري نهاده و محقق گردند، از جهاني شدن چه باك! كه او در هراس از ماست.
جهت مشاهده مقاله به اين صفحه مراجعه فرماييد.
در مقاله اي كه پيرامون جهاني سازي نگاشته ام و با بازتاب هاي مختلفي همراه بود ، به چند مساله ي اساسي اشاره شده بود:
1. همانگونه كه علامه طباطبايي ( ره ) اشاره نموده است، « حد و مرز كشور اسلامي، مرز جغرافيايي و طبيعي و يا اصطلاحي نيست، بلكه اعتقاد است. » درك جهاني سازي بدون توجه به اين معنا امكان پذير نيست.
2. تا پيش از شكل گيري ارتباطات نوين حداكثر تصوري كه از دولت ـ ملت هاي جهان به دست مي آمد بر اساس دولت ملت بنا بر تفسير زمانمكاني در طبيعت شناسي آينشتاين بود. « حاكميت » دولت ها متضمن تجربه ي مركب از « نقاط زماني » و يا « لحظات مكاني » بودند. انتقال فرهنگ از يك واحد سياسي به واحد سياسي ديگر مستلزم خروج از مرزهاي طبيعي زمانمكان الف و ورود به مرزهاي طبيعي زمانمكان ب بود. در اين حالت هر پديده ي فرهنگي با عبور از مرزهاي فيزيكي يك حاكميت، در قالب زمان ـ مكاني حاكميت ديگر قرار مي گرفت كه منجر به درك « انتشار » يك پديده ي سياسي و يا فرهنگي در مكان، و درك « استمرار » آن در زمان صورت مي گرديد.
3. وضعيت هاي جديد عبارتند از:
اول آنكه از لحاظ زماني، جوامع و افراد ( در سطوح تحليل مختلف ) برغم وجود مسافت بسيار در ميانشان، در وضعيت همزماني قرار مي گيرند. وضعيتي كه منجر به همبودي افراد در سطح جهاني گرديده است.
دوم آنكه از لحاظ مكاني، با گسترش ارتباطات نرم افزاري نوين، نقش مكان و فاصله هاي مكاني كم رنگ مي گردد. نمونه ي بارز آن عبور روان پديده ها از « مرز » كشورها مي باشد.
سوم آنكه تبديل مخاطب از « او » به « شما » لزوما به معناي حذف واسطه نيست. زيرا در اين زمينه اين پرسش اساسي مطرح است كه آيا مخاطب ما انتخاب خود ماست؟ ( تا حداقل به نسبت خودمان ارتباطي بي واسطه باشد، ) و يا آنكه ما مورد انتخاب « ديگران » واقع شده ايم؟ ( كه ممكن است خود مايل بدان نباشيم ) ضمن آنكه انتخاب مخاطب فرع بر معيار ما در ايجاد ارتباط مي باشد. اين تامل منجر به طرح اين پرسش مي گردد كه معيار ايجاد ارتباط در شرايط « همبودي زماني ـ جهاني » بر پايه ي چه نيازي تدوين شده است؟ و آيا نياز احساس شده ي ايشان، همان نياز واقعي شان است و يا نيازي كاذب و تحميل گر بر فرهنگ خودي است؟
چهارم آنكه مراد اين نيست كه ديگر مرز طبيعي وجود ندارند. مرز مكاني همچنان از جايگاه مهمي برخوردار است، اما امنيت آن متضمن توجه به مرزبندي هاي فكري مي باشد. ادبيات موجود در عرصه ي جهاني شدن متاثر از اين رودررويي و در نتيجه توجه به مرزبندي هاي اعتقادي است. به عبارت ديگر براي راهبردشناسان غربي، مساله ي اساسي به نحوه ي تفكر مخاطبانشان باز مي گردد.
جهت مشاهده مقاله به اين صفحه مراجعه فرماييد.
از لحاظ زبان شناسي، گستره ي اصطلاحات علمي در انديشه ي سياسي بسيار وسيع است. هر درباره ي موضوعي بيشتر انديشه شود، اصطلاحات علمي آن افزايش يافته و مفاهيم آن از عرصه ي كليات به جزئيات كشانده مي شود. به عنوان مثال به برخي از اصطلاحات علمي و فلسفي از ريشه ي ( سوس ) توجه نماييد:
سياسة الاختيار ( سوس ـ خير ) / سياسة اصطلاحية ( سوس ـ صلح ) / سياسة بالتاليف و الاستصلاح ( سوس ـ الف ـ صلح ) / سياسة جاهلية ( سوس ـ جهل ) / سياسة خاصية ( سوس ـ جهل ) / سياسة الخلق ( سوس ـ خلق ) / سياسة الدنيا ( سوس ـ دنا ) / سياسة دينية ( سوس ـ دين ) / سياسة ذاتية ( سوس ـ ذوت ) / سياسة الرئاسة ( سوس ـ راس ) / سياسة الرجل اهله ( سوس ـ رجل ـ اهل ) / سياسة الرجل خدمه ( سوس ـ رجل ـ خدم ) / سياسة الرجل دخله و خرجه ( سوس ـ رجل ـ دخل ـ خرج ) / سياسة الرجل نفسه ( سوس ـ رجل ـ نفس ) / سياسة الرجل ولده ( سوس ـ رجل ـ ولد ) / سياسة الرعية ( سوس ـ رعي ) / سياسة عادلة ( سوس ـ عدل ) / سياسة عادلة ( سوس ـ عدل ) / سياسة عامة ( سوس ـ عمم ) / سياسة عقلية ( سوس ـ عقل ) / سياسة فاضلة ( سوس ـ فضل ) / سياسة لسلطان نفسه ( سوس ـ سلط ـ نفس ) / سياسة مدنية ( سوس ـ مدن ) / سياسة الملك ( سوس ـ ملك ) / سياسة الملك و احواله ( سوس ـ ملك، ـ حول ) / سياسة الملك و السلطان ( سوس ـ ملك ـ سلط ) / سياسة ملوكية ( سلط ـ ملك ) / سياسة نبوية ( سوس ـ نبا ) / سياسي ( سوس ) و ..
البته در برخي از سنت هاي مطالعاتي در جهان اسلام از اصطلاح « عمران » از ريشه ي ( عمر ) براي طرح مسايل اجتماعي استفاده شده است. سنتي كه عمدتا به ابن خلدون، مقريزي و ابن ازرق منتسب بوده و به نظر برخي، ريشه هاي اوليه ي علوم سياسي ( و نيز جامعه شناسي ) بدان باز مي گردد.
به جهت مشاهده نمونه اي از اصطلاح شناسي متفكران اسلامي به اين فرهنگ كوچك تخصصي مراجعه نماييد
كتابها
1 ـ نقش نوآوري هاي برجسته ي دانشمندان اندلس در تجديد حيلت فرهنگي اروپا / ترجمه
2 ـ شكل گيري تاريخ نگاري عربي در اندلس / ترجمه

3 ـ جنبش مقاومت عربي اسلامي در اندلس پس از سقوط غرناطه / ترجمه
مشاهده متن كتاب در سايت روزنامه كيهان

4 ـ روش تحقيق در مطالعات علوم اسلامي / تاليف ـ
كتاب ( منتشر نشده )
مبدء تعريف اصطلاح ( علم سياست ) در كتاب هاي دانشگاهي مباني علم سياست ما عمدتا بدون توجه به پيشينه ي فرهنگي آن در سنت هاي فكري جهان اسلام آغاز شده است. در اين آثار حتي اگر به سنت هاي فكري پيشين توجه مي گردد، { سنت } به اعتبار دوران تجدد غرب مد نظر است.
در اينجا چند پرسش اساسي قابل طرح است: اول آنكه آيا ايشان آگاهانه از پيشينه ي فرهنگي اين اصطلاح در ميان متفكران اسلامي صرفنظر كرده اند و يا آنكه اصولا از آن بي خبر بوده اند؟
اگر آگاهانه به حذف ماجراي فكري جهان اسلام مبادرت نموده اند، پس چرا گزارشي از علل آن به نسل دانشگاهي پس از خود منتقل ننموده اند؟ و اگر ندانسته چنين امري واقع شده است، اين پرسش مطرح مي شود كه چرا بي خبري؟
البته گذشتگان ما داراي اشتباهاتي هم بوده اند، اما مگر گذشتگان غربي فارغ از هر گونه اشتباه مي زيسته اند؟ ممكن است فردي بگويد كه مثلا كاربرد اصطلاح ( علم السياسة ) توسط « قدامة بن جعفر الكاتب » در كتاب « السياسة من كتاب الخراج » چه فايده اي براي امروز ما دارد؟ البته اين پرسشي اساسي است و نبايد دست كم گرفته شود. اما تنها زماني مي توان به آن پاسخ داد كه محققانه وارد اين بحث گردند نه آنکه نخوانده، نديده و نفهميده آن را انكار نمايند كه در اين صورت بهترين پاسخ ها، چيزي جز جهل مركب نخواهد بود.
يادمان باشد كه قدامة بن جعفر، خود اين اصطلاح را موضوعي تجريدي نمي دانست و دانستن مفهوم آنرا بر هر يك از پادشاهان و ملوك لازم مي شمرد. اين سخن بر پنج شاخه ي مطالعاتي ( علم السياسة ) در رسائل اخوان الصفا ـ شامل 1. سياست نبوي، 2. سياست پادشاهي، 3. سياست عامي، 4. سياست خاصي، 5. سياست ذاتي » ـ و يا تفسير ابن عبدالله زكريا الانصاري در كتاب « اللؤلؤ النظيم في روم التعلم و التعليم » از علم سياست صادق است كه او آنرا در اصولي مي دانست كه از آن طريق انواع و احوال حكومت ها و سياست هاي مدني دانسته مي شود. و فايده اش شناخت سياست هاي مدني اي است كه دشمنان را از هم جدا و انصاف را در بينشان برقرار مي سازد. طرح مساله بسيار زيباست و جاي آن در مباحث مباني علم سياست كشور خالي است. ...
عيد نيمه شعبان، بهانه اي براي توجه به اين حقيقت است كه « لو بقيت الارض بغير امام لساخت » و « من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية » اين مساله در منابع و مصادر فكري شيعه در قالب ابوابي چون: « باب الاضطرار الي الحجة » ، « باب وجوب معرفة الامام » ، « باب انه لا تقبل الاعمال الا بالولاية » و ... منعكس شده است.
در حقيقت درك نيمه شعبان ، درك مهم ترين پايه ي اعتقادي اسلام است. آيت الله جوادي آملي مي نويسند: « از خود امام عصر (عليهالسلام) نيز رسيده است كه: من مايهي امنيت اهل زمين هستم چنانكه ستارگان مايهي امنيت براي اهل آسمان هستند: "إنّى لأمان لأهل الأرض كما أنّ النجوم أمان لأهل السماء"(بحار، ج 52، ص 92.). بنابراين، در تمام اعصار ـ از جمله اين عصر ـ حجت الهي در ميان بندگان او حضور دارد، از اين رو شيعه معتقد است كه مهدي موعود متولد شده و زنده و حجت عصر است. اين كه گاهي تعبير به "مهدي موعود موجود" ميكنيم، سرّش همين است وگرنه اصل موعود بودن مهدي مورد قبول بسياري از فِرَق است. آنچه كه شيعهي اثناعشري را از ديگران ممتاز ميكند اعتقاد به موجود بودن مهدي موعود است. ... »

